پایگاه رسمی سینما قدس اردبیل

  سينما قدس اردبيل، اولين و با سابقه ترين سينمايِ مجهز به سايت اينترنتيِ شهرستانيِ كلِ کشور

تلگرام سینما قدس اردبیل

کانال سینماقدس اردبیل در آپارات

صفحه فیس بوکِ سینما قدس اردبیل

 

 آرشيو  مقالات و نوشته هاي سينمايي   

بازگشت

موسیقی سایت

موسيقي سايت را گوش كنيد

تبلیغات سایت

در اين بخش مي توانيد به آرشيو نوشته ها، يادداشت هاي سينمايي، نقد و تحليل فيلم ها و مقالات سينمايي (بالاخص مقالات حوزه نمايش و اكران كشور) موجود در سايت دسترسي داشته باشيد.

   عنوان يادداشت:

امیرحسین علم الهدی: هر ایرانی سالی 10 دقیقه سینما می‌رود

300 میلیون تومان برای تبلیغات «یه حبه قند» هزینه کردیم

سینماپرس - گروه هفت هنر/ علم الهدی از هزنیه تبلیغ 300 میلیون تومانی برای فیلم سینمایی «یه حبه قند» و سفارش پوستر به افراد صاحب نام و حرفه ای برای جذب مخاطب و موفقیت این حرکت در فروش این فیلم خبر داد.

تبلیغات کنسروی در ایران برای سینما
امیرحسین علم الهدی کارشناس و صاحب نظر در حوزه تبلیغات رسانه ای، در گفتگو با خبرنگار تجسمی سینما پرس، گفت: تمام فعالیت های حوزه تبلیغات و پخش موکول می شود به پس از اخذ پروانه نمایش که عمدتاً با سازوکاری که دولت تعیین کرده است این فعالیت ها تنها نزدیک اکران اتفاق می افتد. اگر فیلمی بخواهد پروسه زمانی درستی برای اکران خود تعیین کند حداقل باید 6 ماه فرصت داشته باشد تا بتواند نسبت به فیلم خود یک فضاسازی انجام دهد که عمده سینمای ایران فاقد این امکان است و عمدتاً دو سه هفته قبل از اکران، طراحان طراحی را انجام می دهند و تیزرها را می سازند، پس از اینکه تمام کارها انجام شد و توانستند کلیه موانع را رفع بکنند تازه باید شانس بیاورند شب اکران تیزر فیلم پخش شود، بیلبوردها نصب و سردرهای سینما هم آماده باشد اما اگر در حال حاضر دقت کرده باشید و در سینماهای کشور قدم بزنید می بینید که دفاتر پخش به دلیل نوع نگاه سنتی ای که دارند تنها پوسترهایی را که طراحی می کنند می فرستند سمت سینماهای کشور تا نصب کنند و اطلاع رسانی شود، حالا در کشوری که مردم آن هر 6 سال یکبار به سینما می روند این روند چه تبلیغاتی می تواند داشته باشد و چقدر می تواند مثمر ثمر باشد متوجه نمی شوم. این راه نمی تواند تبلیغ اثرگذاری برای یک فیلم باشد تا بتواند مخاطب جدیدی را جذب کند.

شبحی از تبلیغات سینمایی
وی در مورد عدم انگیزه برای تبلیغ فیلم های سینمایی توضیح داد: نوع تبلیغی که امروزه اتفاق می افتد به دلیل عدم انگیزه هرچه جلوتر می رویم کمرنگ تر می شود که این به دلیل فضای جامعه و نوع رفتار دولت است که از صدر تا ذیل فعالیت های تبلیغاتی یک فیلم را باید تأیید کند که اگر شانس بیاورند و فعالان این حوزه آدم های خوش سلیقه و کارایی باشند عمر این پروسه کوتاه تر می شود وگرنه اگر همه چیز دست به دست هم بدهد کاملاً همه چیز آماده است تا این انگیزه ها به صفر نزدیکتر بشود. بعد از موافقت دولت با فیلم و صدور مجوز آن وقت می توان تبلیغات را آغاز کرد و اطلاع رسانی را انجام داد.

وی اذعان داشت: در حال حاضر ما از حوزه تبلیغات استاندارد فقط شاهد شبحی هستیم که دارد اتفاق می افتد چون به قدری فضا و اتمسفر فعالیت های سینمایی در چند سال اخیر و همین طور 30 سال گذشته تنگ بوده است که هرگونه تبلیغ تقریباً در 70 تا 80 درصد تولیدات سینمایی ممکن است به ضد خودش تبدیل شود. به دلیل اینکه کیفیت فیلم ها کیفیت های سینمایی نیستند، 10 تا 20 درصد فیلم ها هم که قابلیت تبلیغ حداقلی دارند باید دید به کدام تیم تبلیغاتی و پخش تعلق می گیرد تا بتواند از این فضا به نحو احسن و در حد توان استفاده کند.

شرکت هایی که در تبلیغ فیلم های سینمایی بیشتر فعالیت دارند
وی در مورد شرکت های پخش اضافه کرد: شرکت هایی که در حوزه پخش فعالیت دارند در لیست ارشاد 24 تا 26 شرکت پخش است که عمدتاً از قدیم مانده اند و شرکت جدیدی هنوز نتوانسته ورود پیدا بکند و اگر هم آمده خیلی با دغدغه نبوده است. درحال حاضر در سینمای کشور بین پنج تا هفت شرکت پخش فعالند که مهمترین آنها فیلمیران، هدایت فیلم، فیلمسازان جوان، صبا فیلم و از دولتی ها حوزه هنری است. امسال بنیاد سینمایی فارابی هم حوزه پخش خود را فعال کرده است.

علم الهدی در مورد کیفیت تبلیغات این شرکت ها گفت: همه چیز دست به دست هم می دهد که چقدر فیلم کشش تبلیغ را داشته باشد. وقتی شما جنس نامرغوبی دارید هرچه قدر این جنس نامرغوب را بخواهید با شکل و شمایل جذاب مخفی بکنید مطمئن باشید بالاخره جنس باز می شود و در سینما به پرده اکران می رسد. شاید روزهای اول بتواند حداقل مخاطبی را جذب کند ولی مطمئناً پس از آن مخاطب را پس می زند. ما جنس نامرغوبی به معنای سینمایی که نگاه کیفی ندارد داریم که هرچقدر هم بسته بندی آن جذاب باشد اگر با فیلم همخوانی نداشته باشد در اکران خیلی بعید است که بفروشد و به جذب مخاطب برسد.

راه های تبلیغاتی که برای سینما موثرند
وی در مورد شیوه های تبلغاتی و تأثیرات آن برای فروش فیلم های سینمایی افزود: هرکدام از راه های تبلیغاتی سهمی دارند ولی هیچ راهی جای تیزر تلویزیونی را نمی تواند بگیرد و به نظر می رسد که فضای سایبری دارد از سهم تلویزیون کم می کند و سهم خود را افزایش می دهد. ولی به هر حال تیزرهای تلویزیونی ای که درست انتخاب شود و نه هر تیزر تلویزیونی می تواند خیلی موثر باشد. یکی از مشکلات مهم نشان دادن تیزر تلویزیونی این است که بیش از 20 تا 30 ثانیه فرصت تبلیغ و معرفی فیلم وجود ندارد به همین دلیل تنها چند پلان و سکانس گذاشته می شود و یک نریشن که فقط کار اطلاع رسانی فیلم را انجام می دهد. اما اینکه بخواهید مخاطب را ترغیب کنید در تلویزیون به صفر نزدیک می شوید و طراحان باید به فکر فضاهای دیگری برای این امر باشند.

فضای سایبری در رقابت با تلویزیون در تبلیغات سینمایی
این کارشناس ادامه داد: فضاهای سایبری، فضای محیطی و فعالیت های رسانه ای مکتوب و غیره دیگر راه های تبلیغ است که سعی می کنند مخاطب را ترغیب کنند فیلم را ببینند. البته باتوجه به محدودیت فضاهای نمایشی در سرتاسر ایران از 75 میلیون نفر تعداد کثیری هستند که حتی در شهرشان هم سینما ندارند یعنی طبق آخرین اطلاع رسانی از 980 شهر کشور فقط 70 شهر دارای سینما است و متاسفانه خیلی از آنها را هم نمی توان سینما نامید. ما حتی مراکز استانی داریم که اصلا سینما ندارد به عنوان مثال زاهدان، یاسوج، خراسان شمالی، کردستان و... سینما ندارند. بخشی از تبلیغات عمدتاً می رود به سمت زمانی که بتواند توسط شبکه خانگی مجاز یا غیر مجاز استفاده شود ولی زمانی که شما سالن سینما ندارید و تبلیغ می کنید فقط اطلاع رسانی می شود که چه فیلمی برای دیگران اکران شده است. تبلیغات ما برای مردم سینما 40 درصد از جمعیت را در بر می گیرد، 60 درصد فقط به عنوان نظاره گر حضور دارند چون دسترسی به سالن سینما ندارند. البته از نظر من اگر سالن سینما هم باشد با این وضعیت کیفی فیلم ها توفیر چندانی نخواهد کرد.

هر ایرانی در سال 91، 10 دقیقه فیلم می‌بیند

وی در خصوص آنونس های فیلم گفت: آنونس هایی که بر روی پرده سینما به نمایش درمی آید توسط دفاتر پخش صورت می گیرد. طبق آمار در سال گذشته 14 میلیون نفر سینما رفته اند؛ یعنی سال گذشته در سیر 30 سال گذشته یکی از سال های ضعیف سینما محسوب می شود ولی خب ما عادت کرده ایم که همه چیز را زمانی که خودمان هستیم بگوییم بهترین است ولی در واقعیت اینطور نیست وضعیت سینما رفتن مردم وضعیت خوبی نیست و امسال به نظر می رسد که این رقم به 8 تا 10 میلیون نفر می رسد، یعنی هر ایرانی در سال 91، 10 دقیقه فیلم می بیند که این سرانه مخاطب در سال جاری است. می توان گفت به طور خلاصه هر ایرانی هر 9 سال یکبار به سینما می رود. آنونس ها توسط دفاتر پخش ساخته می شود و فقط به درد مخاطبی می خورد که به سینما می رود و مخاطب جدیدی نمی تواند جذب کند. چون تنها در سالن سینما پخش می شود اگر این امکان وجود داشت که آنونس در تلویزیون پخش می شد و جای تیزر را می گرفت آن زمان می توانست به ترغیب کردن مردم به سینما رفتن گام بردارد. اما روند حال حاضر باعث شده است که تهیه کننده تنها یک تیزر در تلویزیون پخش کند و فقط توسط آن به مخاطب اطلاع دهد که چه فیلمی اکران شده است. البته باز باید متذکر شوم تمام کارهایی که در این زمینه صورت می گیرد تنها برای 40 درصد مردم است بقیه امکان رفتن به سینما را ندارند.

با آمدن پردیس های سینمایی نوع جدیدی از مخاطب سینمایی را شاهد بودیم
این کارشناس افزود: در استانداردهای جهانی 30 تا 50 درصد هزینه های تولید یک فیلم باید در اختیار گروه پخش باشد تا بتواند بسته بندی های تبلیغاتی فیلم را آماده کند. اگر ما نتوانیم تولیداتی را که حداقل پارامترهای کیفی را دارد درست عرضه کنیم این نشان از این دارد که ما کارمان را بلد نیستیم. به طور مثال خیلی از اشخاص به ما ایراد می گرفتند که با این پولی که هزینه «یه حبه قند» شد ما هم بودیم موفق می شدیم در صورتی که این طور نبوده است ما برای «یه حبه قند» یک استراتژی داشتیم. در جشنواره زمانی که فیلم پخش شد همه معتقد بودند چون فیلم فاقد قصه است امکان جذب مخاطب را ندارد و افراد به ظاهر کارشناس این چنین گفتند که فیلم در نهایت 160 تا 200 میلیون فروش خواهد کرد. اما این نکته را فراموش کرده بودند که این فیلم به جنس مخاطب ایرانی بسیار نزدیک است و اگر ما در مراکز استان ها یک پردیس سینمایی داشتیم این فیلم بالای پنج میلیارد تومان فروش می کرد ولی متأسفانه چون اغلب سینماهای مراکز استانهای ما عمدتاً تک هستند یا وضعیت خوبی ندارند نتوانستیم صدا و تصویر خوبی در اختیار مخاطب بگذاریم.

وی یادآور شد: در تهران با آمدن پردیس های سینمایی جنس مخاطب ها در حال تغییر است و نوع دیگری از سینما با مخاطبان آشتی می کند؛ نوع سینمای اجتماعی. با اتفاقی که در چهار تا پنج سال گذشته افتاد فقط افزایش ظرفیت نبود بلکه نوع مخاطب سینمایی نیز تغییر کرده است، اگر در خاطرتان باشد تا چند سال گذشته کمدی های مبتذل داشت فضای سینماهای ما را پر می کرد ولی با آمدن پردیس های سینمایی نوع دیگری از مخاطب را داریم که به معنای افزایش مخاطب نیست و نوع کیفی مخاطب با گذشته متفاوت می شود. زمانی که برای فیلم یه حبه قند از ما در خواست همکاری شد ما در حدود 6 ماه برای تبلیغ فیلم فرصت داشتیم که یک برگ برنده ای محسوب می شد. بعد ما با فیلمی مواجه بودیم که حس نوستالژی به آدم دست می داد و متریال کیفی حداقلی برای کار کردن بر روی طراحی داشت یعنی عکس های خوبی داشت و کاراکترها کاراکترهای دوست داشتنی ای بودند. نگار جواهریان قبل این فیلم دو کار موفقیت آمیز داشت که برای مردم شناخته شده بود خود میرکریمی به دلیل نوع نگرش جدیدی که نسبت به سینما داشت مخاطب دوست داشت کار جدیدش را ببیند، حضور رضا کیانیان و یک تیم حرفه ای خوب روی صحنه و پشت صحنه همه دلالت داشت که ما با یک فیلم حداقل مخاطب اندیشمند می توانیم مواجه باشیم آن وقت این فیلم دیده شد.

پیشنهاد به آقای کیارستمی
علم الهدی بیان کرد: وقتی استراتژی تبلیغاتی طراحی شد و ما دیدیم که درست جلو می رویم، در طراحی ها به آقای کیارستمی پیشنهاد دادیم که یکی از پوسترها را طراحی کنند وی هم با فراغ بال پذیرفت. فیلم از نظر کیفی در حدی قرار داشت که کیارستمی پذیرفت طراحی آن را انجام دهد. دلیل انتخاب کیارستمی این بود که به هرحال یک سری برندهایی در حوزه افکار عمومی هستند که ذهن مخاطب با آن اسامی فعال می شود ما این کار را با کیارستمی در «یه حبه قند» ایجاد کردیم و ایشان باتوجه به وقت کمی که داشت پس از گذشت دو ماه پوستر زیبایی را طراحی کرد، در کنار آن بهزاد خورشیدی که چند سیمرغ در حوزه طراحی دریافت کرده است از ابتدای شروع با ما بود و نوع طراحی را انجام داد که با چند کاری که در مطبوعات و فضای سایبری انجام شد توانست کمک کرده و مکمل خوبی در کار باشد. البته بار اصلی طراحی در اختیار خورشیدی بود و کیارستمی این کار را تکمیل می کرد. هر دو در کنار هم توانستند بسته بندی تبلیغات مکتوب را اعم از پوستر و طراحی بروشورهای فیلم و غیره به شکل آبرومندی برای این فیلم ارائه کنند.

سيصد میلیون هزینه تبلیغات «یه حبه قند»
وی ادامه داد: از آنجایی که دیدیم با فیلمی مواجه ایم که حتی از منظر کارگردان های سینما هم فیلم دوست داشتنی ای است به نام خانم بنی اعتماد رسیدیم. خانم بنی اعتماد به عنوان یکی از کارگردان های پیشرو حوزه سینمای اجتماعی فیلم را دیده بودند و به وی پیشنهاد داده شد که آنونس فیلم را کار کند، وی هم پذیرفت و اسمشان در کنار فیلم باعث مباهات آقای میرکریمی و گروه شد. وقتی این آنونس را نگاه می کنید حس می کنید که یک فیلم کوتاه می بینید. این نوع تبلیغات که امکان پخش در تلویزیون پیدا نکرد، در فضای سایبری به شدت مورد استقبال قرار گرفت و ما توانستیم به حداقل چیزی که می خواستیم درخصوص توجه افراد مختلف به فیلم «یه حبه قند» دست پیدا کنیم و در ادامه نیز رسیدیم به اسم آقای مجیدی که پذیرفتند در کنار اینکه مشغول کارهای پیش تولید فیلم فاخر محمد (ص) بودند، نسبت به ساخت تیزر این فیلم ورود پیدا کنند. تیزرهایی با نظارت وی ساخته شد و بعضی از تیزرها هم اجازه نمایش پیدا نکرد. درکنار آن هم معززی نیا و میثم مولایی تیزر و آنونسی برای این فیلم ساختند که ما توانستیم پک متنوعی برای تبلیغ این فیلم ارائه کنیم که هم جنس مخاطب عام را تامین کند و هم جنس مخاطب روشنفکرمان را و این شد که توانستیم اکران آبرومندانه ای داشته باشیم.

علم الهدی از هزینه 300 میلیونی تبلیغات برای «یه حبه قند» خبر داد و گفت: به هرحال این فیلم با مشخصات سینمای اجتماعی و ضد قصه در اکران مواجه می شود با فروش میلیاردی که این نشان از یک رویکرد درست دارد. ما هزینه کردیم و از این هزینه کرد اصلاً پشیمان نیستیم، هر انتقادی هم که نسبت به آن وجود دارد نشان می دهد که انتقادات کارشناسی شده ای نیست و حب و بغض هایی است که در این دوره و زمانه زیاد دیده می شود. ما نزدیک به 300 میلیون تومان هزینه تبلیغ این فیلم کردیم و اگر جا داشت بیشتر تبلیغ می کردیم چون اعتقاد داریم این فیلم یک استثنا در سینمای ایران است که از منظر سینمای اجتماعی و نوستالوژی که به زندگی ایرانی می دهد سالیان سال در سینمای ایران فاقد نمونه بوده است. با افتخار اعلام می کنیم که اگر بیشتر داشتیم قطعاً سر این فیلم هزینه می کردیم و اصلاً هم پشیمان نیستیم که برای این فیلم اینقدر هزینه شده است.

وی در پاسخ به اینکه آیا فیلمی بوده که تبلیغات زیادی برای آن شده باشد ولی فروش نکرده باشد، اظهار کرد: بله نمونه اش را داشتیم، به طور مثال فیلم «راه آبی ابریشم» فیلمی بود که زحمات بسیاری روی حوزه تبلیغات آن شد ولی متأسفانه فروش نکرد در صورتی که این فیلم از نظر تکنیک هم فیلم خوبی بود. ولی نتوانست در فروش و جذب مخاطب خوب عمل کند. راه آبي ابریشم فیلم خوبی بود و هزینه زیادی هم برای تبلیغات آن صرف شد اما فروش خوبی نکرد. فیلم هایی هم داشتیم که فاقد کیفیت بودند و تبلیغات خوبی شد و باز هم از فروش خوبی برخوردار نشدند. به طور مثال فیلم «شیش و بش» فیلمی بود که تبلیغات خیلی خوبی برایش شد ولی فروش خوبی نکرد چون تولیدکننده و پخش کننده فیلم انتظار بالایی از فروش آن داشتند ولی در نهایت دو میلیارد و 300 فروخت.

زیرپله ‌ها، کار تبلغاتی سینما می‌کنند
این کارشناس افزود: یک اصل در سینما داریم که بعد از دو هفته آن خود فیلم است که باید بار اصلی جذب مخاطب را تحمل کند. یعنی حوزه تبلیغات دو تا سه هفته می تواند اثرگذار باشد اگر مخاطب فیلم را پسندید حوزه تبلیغات می تواند مخاطب بیشتر را به سمت فیلم ترغیب کند ولی اگر فیلم بد باشد هرچه قدر هم هزینه تبلیغ کنید نهایتاً در دو هفته اول می تواند جذب مخاطب کند.

وی ضمن بیان اینکه عمده پخش کننده ها نگاه زیرپله ای به حوزه پخش دارند، تصریح کرد: به دلیل وضعیت نامطلوب اقتصادی عمده پخش کننده ها نگاه زیرپله ای به حوزه پخش دارند یعنی همان نگاهی که در حوزه تولید موجود است. به طور مثال شخص تصمیم می گیرد فیلمی تولید کند پول ها را جمع می کند و در یک اتاق می نشیند فیلمی را تولید می کند اما حوزه پخش عمدتاً باید یک بنگاه اقتصادی باشد. کل فروش سال سینمای ایران 35 میلیارد تومان بود و 22 میلیارد تومان سهم فیلمیران بود. یعنی یک آپارتمانی با 15 تا 20 کارمند کارش را به نحو احسن انجام می دهد. اما اعضای جدید شورای صنفی و تیم جدید تهیه کنندگان که حب و بغضی با این آدم ها داشتند گفتند فیلمیران چرا 22 میلیارد بفروشد و دوست ما اصلاً یک فیلم هم توزیع نکند، از این رو دستورالعمل هایی در حوزه پخش گذاشتند که آن پخش کننده موفق را به سطح آن کسی برسانند که کار بلد نیست. و گفتند هر دفتر پخش بیشتر از هشت فیلم نمی تواند بگیرد در صورتی که از 60 -70 فیلمی که سال گذشته اکران شد نزدیک به 18 تا 20 فیلم ما توزیع کردیم این نشان می دهد که وقتی شما استراتژی مناسبي برای سینما ندارید عوض اینکه آدم های قد کوتاه را به آدم های قد بلند برسانید قد آدم های بلند را کوتاه می کنید تا برسند به آدم های کوتاه. این نشان از ضعف مدیریت و سوء مدیریت دارد که متأسفانه در حال حاضر حاکم است.

وی در پایان خاطر نشان کرد: آقای سرتیپی و هیئت مدیره اش سال ها وقت گذاشته اند تا رسیدن به اینجا. ولی متأسفانه تیمی که به اتحادیه تهیه کنندگان آمدند چون خودشان سالها شکست خورده این حوزه ها بوده اند گفتند می خواهد آدم های قد بلند را برسانیم به آدم های قد کوتاه که این وضعیتی هم که امسال می بینید به دلیل همین نگرش است. سینمای ایران عمدتاً می رود به سمت یک سینمای منطقه ای و محلی که هیچ می رود به سمت سینمای کوچه ای یعنی نگرش به قدری محدود شده به فعالیت های درست اقتصادی در حوزه سینما که شما هرنوع برنامه ریزی و هر نوع ورود به حوزه تبلیغات و ورود به حوزه پخش همه، متأسفانه با شکست مواجه می شود و همه به دلیل اتمسفر منفی و ناجوري که در نزد سیاستگذاران حوزه سینماست؛ بوده است.

منبع: سينما پرس | مصاحبه: زهرا صفايي

آماده سازي سند: مدير سايت سينما قدس اردبيل | 1 مرداد ماه 1391
   Copyrights All Right Reserved © | كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق و مربوط به سينما قدس اردبيل مي باشد.  

  تمامی خدمات و فعالیت‌ های این وب سایت، تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

  طراحي، راه اندازي و پشتيباني: گروه توليد محتواي «دسته جدا» - abandApart.ir