پایگاه رسمی سینما قدس اردبیل

  سينما قدس اردبيل، اولين و با سابقه ترين سينمايِ مجهز به سايت اينترنتيِ شهرستانيِ كلِ کشور

سینما قدس اردبیل در اینستاگرام کانال سینماقدس اردبیل در آپارات

تلگرام سینما قدس اردبیل

گوگل پلاس سینما قدس اردبیل

صفحه فیس بوکِ سینما قدس اردبیل

 

 آرشيو  مقالات و نوشته هاي سينمايي   

سینما قدس اردبیل اولین سینمای شهرستانی کل کشورِ دارای سایت اینترنتی

وب سايت اطلاع رسانی سينما قدس اردبيل

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت؛ (ده كارگردان برتر، ده بازيگر مرد برتر سينما، ده بازيگر برتر زن سينما)

بیوگرافی هنرمندان برتر سینما به انتخاب سایت

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی «کازابلانکا»

ویژه نامه سینمایی پیرامون فیلم کازابلانکا

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی...

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

طراحی و راه اندازی وب سایت اینترنتی در استان اردبیل

طراحی و ساخت وب سایت در اردبیل

موسیقی سایت را گوش کنید

موسيقي سايت را گوش كنيد

بازگشت به صفحه تحلیل فیلم ها

بازگشت به تحلیل فیلمها

دو نگاه به فيلم سينمايي اينجا بدون من

   عنوان يادداشت:

اینجا بدون من حاصل اقتباسی عمیق و هوشمندانه از «باغ وحش شیشه ای» اثر تنسی ویلیامز می باشد

دو نگاه به فيلم سينمايي «اينجا بدون من»

   رویای شیرین احسان

«اینجا بدون من» حاصل اقتباسی عمیق و هوشمندانه از «باغ وحش شیشه ای» اثر تنسی ویلیامز می باشد. فیلم آمیزه ای هوشمندانه از روایت کاراکتر محور و روایت داستان محور است که با گره زدن موقعیت آدم ها به درونیات هر یک از آنها به برآیندی مطلوب منتهی می گردد. حفظ ناتورالیسمی دقیق در شخصیت پردازی کاراکترهای داستان در کنار آمیختگی جدایی ناپذیر واقعیت و خیال المانی مهم در ترسیم درون مایه اثر و اتصال «اینجا بدون من» به «باغ وحش شیشه ای» است.

فیلم بر پایه جزئیات بنا گردیده است. جزئیاتی که زنجیر وار به کلیتی غنی اتصال می یابند و در این میان تفکیک خیال از واقعیت امری دشوار است. توکلی، از شیوه فاصله گذاری برای تثبیت موقعیت داستان استفاده می کند.  نمای ابتدایی فیلم احسان (صابر ابر) را در اتوبوس نشان می دهد، روایت آغاز می شود و در نقطه اوج درام، مجدداً احسان را در اتوبوس می بینیم که خانه را ترک کرده و حال می توان درک نمود که سوار اتوبوس بودن مرد جوان در ابتدای روایت تا چه حد حائز اهمیت بوده است. به عبارتی، جدا شدن احسان از آن فضا و مکان همیشگی حاکی از آن است که احتمال دارد آنچه پس از سوار شدن او بر اتوبوس می بینیم دیگر از جنس دنیای واقعی نباشد و آن تغییر رویکرد داستان اساساً زاده ذهن خلاق مرد جوان باشد که آینده را به شکل مطلوب خویش ترسیم نموده است. یکی دیگر از کدهای انتخاب شده برای فاصله گذاری عنصر «سینما» است. احسان در شرایط بحرانی زندگی به سینما پناه می برد و گویا سینما رویایی شیرین و رهایی بخش برای همه شخصیت های داستان است تا بدان وسیله دنیا را آنگونه ببینند که می خواهند و نه آنگونه که در واقعیت هست.

همان گونه که ذکر شد، علاوه بر اهمیت داستان، شخصیت ها نیز نقشی اساسی در شکل گیری درام دارند. فریده (معتمدآریا)، احسان و یلدا (نگار جواهریان) هر یک ضلعی از یک مثلث را تشکیل می دهند. این مثلث، سمبل عشق نیست بلکه عنصر هندسی ناقصی است که یک ضلع آن (پدر خانواده) قطع گردیده و فقدان او در سراسر درام احساس می شود. به عبارتی پدر، به جای آنکه ستون این خانواده بحران زده را بنا نهد لکه ننگی بر دامان فریده است؛ مردی که با اعتیادش خانواده را به قهقرا کشانیده و زن را وادار به تغییر نقش خود نموده است. به راستی، شخصیت فریده شاید پیچیده ترین کاراکتر فیلم باشد. زن، برای اعتبار بخشیدن به دخترکش و نجات خانواده از سقوط مانند انسانی مسخ شده دروغ ها و دلخوشی دادن های خویش را باور نموده و نه تنها خود، بلکه فرزندانش را نیز در این باتلاق غرق می کند.

انکار بیماری و نقص عضو دختر توسط مادر به قدری بحرانی می شود که او مردی نسبتاً جذاب، رضا (پارسا پیروزفر) را کاندیدای ازدواج با دختر می کند و پس لرزه های این تصمیم خام دستانه، دختر را به جنون می کشد. دخترک بیماری اوتیسم دارد، او اجتماع گریز است و اشیا را برای پر کردن تنهایی اش به آدم ها ترجیح می دهد و پس زده شدنش توسط خواستگار اجباری ترک های وجودی او را شکسته و وی را به معرض ویرانی می کشاند. پس از این اتفاق است که بدبختی به آنها روی می آورد و دخترک بیمار و ذلیل می شود. پیشنهاد خودکشی دسته جمعی از سوی فریده ارائه می گردد و مرز میان واقعیت و خیال شکسته می شود.

برای تعیین پایان داستان، نمی توان نقطه خاصی را مد نظر قرار داد، حتی چنین تردیدی در طرح و توطئه نیز به چشم می خورد. پایان فیلم می تواند با خودکشی دسته جمعی کاراکترها صورت پذیرد، یا شاید با ترک خانه توسط احسان و مرگ یلدا در تنهایی فریده و خوش بینانه ترین حالت ممکن آن است که پایان خوش را نقطه خاتمه فیلم به شمار آورده و اذعان داریم که رویاهای فریده به وقوع پیوسته اند، دخترک روی پاهایش راه می رود، با رضا ازدواج کرده، بیماری روانی اش بهبود یافته و دختر کوچکی به دنیا آورده است اما باز هم نگاه مضطرب و پریشان احسان در نمای پایانی فیلم چنین چیدمانی را بر هم می زند و امکان وقوع اتفاقات خوشایند را در پایان اثر منتفی می نماید.

یکی از قابل اهمیت ترین تمهیدات نمایش خانه، با جزئیاتش است. خانه، بستر شکل گیری درام است و توجه دقیق به طراحی صحنه و اجرای آن از ارکان قابل ستایش کار است. آن آشپزخانه وصله شده به خانه شاید پناهگاهی برای تنهایی های فریده، احسان و یلداست. کاناپه و وسواس فریده برای تعویض آن نشانه ای از دنیای کوچک خیال فریده است، کاناپه عنصری برای به تصویر کشیدن دنیای ذهنی فریده است، تعویض کاناپه به مثابه آبروداری و شاید گول زدن خواستگار برای نقد موقعیت اعضای خانواده باشد؛ این دقیقاً همان رفتاری است که فریده برای پوشانیدن نقص دخترش از خود بروز می دهد. فریده همواره به دنبال روزنه ای کوچک برای رفع و یا شاید پوشاندن مشکلات بزرگ می گردد. پایان رویایی فیلم، ادای دینی به رویای سینماست، جادوی پاک شدن معجزه وار مشکلات از خانواده فریده و منگنه شدن احسان به سینما به نحوی بر آمیزش تفکیک ناپذیر خیال و واقعیت مهر تأیید می زنند.

نوشته: ياسمن خليلي ‌فرد

   من اینجا نیستم

«اينجا بدون من» داستان يك خانواده را تعريف مي‌كند. خانواده‌اي كه از نظر مالي مشكل دارد. دختر خانواده پايش شل است. مادر خانواده دوست دارد كه دخترش هرچه زودتر ازدواج كند. او به همراه پسرش هر دو شاغل هستند. پسر آرزوهايي دارد كه در خيالش امكان دسترسي به آنها اينجا نيست.

بعد از مدت ‌ها در سينماي ايران، شاهد فيلمي هستيم كه به گمانم مي‌شود ساعت ‌ها راجع به آن هم حرف زد و هم نزد. فيلمي كه پس از تماشاي آن، تماشاگران تحليل‌ هاي مختلف دارند و هر شخص با تحليل خاص خود از آن لذت مي‌برد. اما مطلب نوشتن درباره آن كمي سخت است. سخت از اين نظر كه احساس مي‌كني هرچه بنويسي باز هم نكته نگفته‌ اي باقي مانده است. «اينجا بدون من» فيلمي است كه داستان تعريف مي‌كند، قصه مي‌گويد، داراي لحظه ‌هاي دراماتيك قوي و به موقع است و ديالوگ‌ هاي آن تا مدتي پس از تماشاي فيلم در ذهن باقي مي‌ماند.

همان‌ طور كه در تيتراژ فيلم مي‌بينيم فيلمنامه اقتباسي است از نمايشنامه «باغ وحش شيشه‌اي» نوشته تنسي ويليامز كه با تيزهوشي بهرام توكلي در قسمت ‌هايي دستخوش تغييراتي نيز شده است. فيلمنامه كار در كل استخوان‌ دار و قوي است. در ابتدا آرام آرام با تك تك شخصيت ‌ها آشنا مي‌شويم و در مدت كم به خوبي آنها و خصوصياتشان را مي‌شناسيم و با آنها و مخصوصاً شخصيت احسان همذات پنداري مي‌كنيم. فيلمنامه از نظر دراماتيك داراي فراز و نشيب ‌هايي است كه يك درام قوي دقيقاً به آن نياز دارد.

فيلم به لحاظ كارگرداني نه كم دارد و نه زياد. دقيقاً همان‌ طور كه بايد مي‌بوده، توكلي كار خود را به نحو احسن انجام داده است. ميزانسن ‌ها و دكوپاژها خوب انتخاب و انجام شده است و با توجه به فضاي كوچك لوكيشن اصلي و در واقع محدوديت مكاني، تماشاگر اصلاً احساس خستگي يا ديدن نماهاي تكراي نمي‌كند و فيلم با يك ريتم مناسب تا انتها پيش مي‌رود. البته نبايد از فيلمبرداري خوب و قابل تحسين حميد خضوعي گذشت، چرا كه دوربين خودنمايي نمي‌كند، نماها تكراري و خسته‌كننده نيست و هر نماي گرفته شده دقيقاً در راستاي فيلمنامه و پيش برنده داستان است. كاراكتر مادر كه توسط خانم معتمدآريا به خوبي به تصوير كشيده شده، ارائه ‌گر تصويري از بخش و طبقه‌اي از زنان و مادران ايراني است كه پس از عدم موفقيت در زندگي زناشويي و نرسيدن به آمال و آرزوهايشان اكنون به هر نحو كه شده مي‌خواهند فرزندان خود را به سوي موفقيتي كه خود مي‌پندارند هدايت كرده و آروزهاي خود را در خوشبختي ظاهري آنان جستجو كنند. از لحاظ بازي، هر چهار كاراكتر اصلي كار خود را به خوبي انجام داده‌اند و در واقع در مورد انتخاب بازيگران، گويي بهتر از اين امكان نداشت. تدوين فيلم كه توسط آقاي دهقاني انجام شده از ديگر نقاط قوت فيلم است. استفاده بجا و نه چندان زياد از موسيقي در لحظات كوتاه نيز دقيقاً به روند داستان كمك شاياني كرده است. علاقه به سينما و نوشتن كاراكتر احسان باعث مي‌شود كه يك جورايي تمامي علاقه‌مندان جدي سينما با او همذات‌ پنداري خوبي داشته باشند و باور او به روياپردازي و سينما نزديكي خاصي با تماشاگر ايجاد مي‌كند. شخصيتي كه آمال و آرزوهايش را در جايي دور از اينجا مي‌بيند و احساس سرخوردگي و قرباني شدن لحظه لحظه همراه اوست. او در بعضي از لحظه‌ ها در حالي كه داستان‌ ها و نوشته ‌هاي خود را به زبان مي‌آورد، راوي صحنه‌ ها نيز مي‌شود.

اميدوارم در سينمايمان، تعداد فيلم‌هايي از اين دست بيشتر شود. فيلم‌هايي كه جاي حرف دارند و مي‌شود تا سال ‌ها به نيكي از آنها ياد كرد. اين كارگردانان و اين فيلم ‌ها هستند كه مي‌توانند سليقه تماشاگران را ارتقا داده و در واقع سليقه‌ سازي كنند. به اميد روزهايي كه امثال «اينجا بدون من» تعدادشان و فروششان بيشتر از اينها باشد. اين روزها، روزهاي خوب سينماي ايران هستند.

نويسنده بخش «من اينجا نيستم»: آرش زندي

آماده سازي سند: مدير سايت سينما قدس اردبيل | کاربر: مرتضی طالب پور

 

صفحه نخست | آرشیو سالیانه اکران فیلمها | يادداشتهاي سينمايي | تحليل فيلمهاي سينماي ايران | بيوگرافي هنرمندان | ويژه نامه سينمايي | گالري عكس | موسيقي فيلم | پيوندها | جستجو

وبسایت اردبیل سینما | ویدئوها | کانال تلگرام سینما | بازتاب اخبار سینما قدس در جراید | آخرين تحولات | نقشه سایت | درباره ما | تماس با ما

   Copyrights All Right Reserved © | كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق و مربوط به سينما قدس اردبيل مي باشد. کپی برداری از مطالب این سایت پیگرد قانونی خواهد داشت. 

  تمامی خدمات و فعالیت‌ های این وب سایت، تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است. این سایت، اولین وبسایت سینمایی استان اردبیل می باشد.

  طراحي، راه اندازي و پشتيباني: گروه توليد محتواي «دسته جدا» - abandApart.ir