پایگاه رسمی سینما قدس اردبیل

  سينما قدس اردبيل، اولين و با سابقه ترين سينمايِ مجهز به سايت اينترنتيِ شهرستانيِ كلِ کشور

سینما قدس اردبیل در اینستاگرام کانال سینماقدس اردبیل در آپارات

تلگرام سینما قدس اردبیل

گوگل پلاس سینما قدس اردبیل

صفحه فیس بوکِ سینما قدس اردبیل

 

 آرشيو  مقالات و نوشته هاي سينمايي   

سینما قدس اردبیل اولین سینمای شهرستانی کل کشورِ دارای سایت اینترنتی

وب سايت اطلاع رسانی سينما قدس اردبيل

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت؛ (ده كارگردان برتر، ده بازيگر مرد برتر سينما، ده بازيگر برتر زن سينما)

بیوگرافی هنرمندان برتر سینما به انتخاب سایت

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی «کازابلانکا»

ویژه نامه سینمایی پیرامون فیلم کازابلانکا

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی...

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

طراحی و راه اندازی وب سایت اینترنتی در استان اردبیل

طراحی و ساخت وب سایت در اردبیل

موسیقی سایت را گوش کنید

موسيقي سايت را گوش كنيد

بازگشت به صفحه تحلیل فیلم ها

بازگشت به تحلیل فیلمها

يادداشتي بر فيلم «جرم» ساخته مسعود كيميايي

   عنوان يادداشت:

يادداشتي بر فيلم «جرم» ساخته مسعود كيميايي

راه بلد، راه خودشو می ره

امروز وقتی «جرم» رو به طور کامل و به دور از هیاهو جشنواره و در سکوت کامل دیدم فهمیدم که خیلی حرف برای گفتن دارد ... قصد ندارم نظر خودم رو تحمیل کنم اما از زبان همه کیمیایی بازهایی که فیلم رو دیدند و دوست داشتند می تونم بگم فیلم کاملی بود. و از زبان خودم که 23 فیلم از 28 فیلم استاد کیمیایی دیدم می تونم بگم از بهترین های کیمیایی بود. فراموش نکنید جرم بهترین جشنواره نبود اما از بهترین های کیمیایی بود.

بعد از دیدن 23 فیلم کیمیایی به جرات می تونم بگم ایشون متخصص ساخت آثار و صحنه هایی است که بوی رفاقت، عشق، صمیمیت می دهد. هر وقت در فیلم استاد دو رفیق رو داریم که تا آخر فیلم با هم همراه می شوند با فیلم بهتری روبه رو هستیم. و جرم مثل چند اثر قبلی کیمیایی که قهرمان باید بدون همراه تا ته قصه رو بره فاقد عنصر رفاقت نیست. جرم پر از رفاقت است. رفاقت ناصر و رضا که من به شخصه سال ها منتظر بودم از این رفاقت ها تو فیلم استاد ببینم و بالاخره دیدم. گذشته از این ها به نظرم جرم ایرادات چند ساخته اخیر کیمیایی رو ندارد. ایراداتی که از جمله آن می توان به سردرگم شدن مخاطب در فیلم هایی چون «حکم»، «رئیس» و «محاکمه در خیابان» است. چون که جرم داستان ساده تری دارد انگار که مسعود کیمیایی فهمیده، بدون آن همه پیچیدگی هم می توان فیلم خوب ساخت. جرم فیلمنامه قوی تر و ساده تری به نسبت فیلم های قبلی دهه 80 استاد داره اما هنوز به نظرم جای کار داشت و می شد کاراکتر ها رو کم کرد و خط روایی داستان رو ساده تر از این هم کرد.

اما مسئله بازی ها در فیلم های استاد مسئله پیچیده ای است که من به بخش هاییش انتقاد هم دارم. قبول دارم حتی در ضعیف ترین فیلم های استاد هم شاهد بازی های قوی هستیم نمونه اش بازی های خسرو شکیبایی و لعیا زنگنه در رییس است. اما مسعود کیمیایی اخیراً رفته به سمت تک بازیگره شدن و نهایتاً دو بازیگره شدن طوری که با تعدد کاراکترهایی رو به رو هستیم که نهایتاً یک یا دو سکانس بازی دارند. در جرم شاهد بازی خوب داریوش ارجمند، سیامک انصاری و لعیا زنگنه هستیم اما بیشتر از آنکه بازی کوتاه این دو به چشم بیاد دیالوگ هایی که گفتند کاراکترشون رو زیبا کرده بودند. به نظرم وقتشه استاد یک فیلم کم کاراکتر بسازه و کل داستان رو با اونها پیش ببره.

بازی پولاد و حامد بهداد به نظرم خیلی خوب هست. پولاد که به نظرم بهترین بازی عمر خود رو انجام داد یعنی من بیشتر پسندیدمش و حامد بهداد که همیشه خوب است و خیلی نمی توان بازی خوبش رو مدیون استاد دانست. اما به شخصه داریوش ارجمند و محمد رضا فروتن رو در فیلم های استاد بیش از نقش های دیگرشان دوست دارم. معمولاً در فیلم های قبلی استاد شاهد کند بودن ریتم در ابتدای فیلم و تند شدن به یکباره اون در آخر فیلم بودیم تا جایی که به سردرگم شدن مخاطب دچار می شد. هنوز هم من سراغ دارم افرادی که پایان برخی فیلم های استاد رو درک نکرده اند. اما در جرم شاهد ریتم تند ابتدای فیلم بودیم که مخاطبو با خودش همراه کنه و در اواسط کمی افت ریتم داریم که طبیعی هم بود و زیاد ضربه نزده بود و در پایان دیگه مخاطب سردرگم نمی شود.

اما قطعاً بارزترین ویژگی فیلم های استاد متفاوت بودن دیالوگ ها است به طوری که می گویند استاد اول دیالوگ ها رو می نویسه بعد می بره تو قالب فیلمنامه. جرم پر از این دیالوگ ها است. که از بهتریناش دو دیالوگ های ناصر در سکانس ملاقات در زندان است: «تا نفس آخرم تا آخر نفسم مدیون تو هستم»؛ و سکانس مار قاضی که به نظرم از سکانس های خوب و به یاد ماندنی فیلم است که ناصر می گوید: «دیگه ته نگات، ته دلت روم سنگین نیست» و برخی دیالوگ های کمی تا قسمتی سیاسی که باید بهش پرداخت. از سکانس مار گفتم. این جور سکانس های متفاوت و به یاد ماندنی رو فقط در فیلم های استاد می بینیم و سکانس های زندان که منو یاد زندان فیلم اعتراض انداخت. فکر نکنیم جرم فیلم بی مشکلی است. بازی های شبنم درویش، بازیگر پسر رضا، نیکی کریمی اصلاً خوب نیست شاید بهتر باشه دیگه استاد دست از سر شبنم درویش و نیکی کریمی برداره. و باز چند صحنه گنگ تو فیلم داریم از جمله دعواهای زندان، ملاقات رضا و ناصر در اون حیاط زندان درحالی که رضا چاقو داره، که می شه این ها رو به استاد بخشید.

برخی انتقادها شنیدم از اینکه چرا قهرمان کیمیایی کشته می شود؟ اتفاقاً بهترین فیلم های کیمیایی اون هایی بودند که قهرمان تو فیلم کشته شده. و این پایان دراماتیکی است که تو فیلم های خوب استاد ازش دیدیم.اما می رسم به حرف های دیگه جرم. حرف هایی که جرم در حاشیه داستان زد اما به نظرم واقعاً زیبا بود و بابت این حرف ها به استاد تبریک می گم: دیالوگ هایی چون «بیرون شلوغه، هرجا مردم هستن با اونا باش» ، «تو خیابون فقط آنتنه که راه می ره آدم کمه.» یا حرف هایی در مورد باتوم یا حرف کاراکتر اکبر معززی مبنی بر اینکه بچه شو کشتن ولی نگفتن حتی قبرش کجاست و کلاً این حرف که مردم دارن می جنگن نشانه چیست؟ رابطه ی این ها با نمایش پراید و 206 و کولر گازی و تلفن کارتی در زمان قبل انقلاب چیست؟ این سوالیست که برای تماشاگران در سالن پیش اومد و از هم می پرسیدن. این کدها آن قدر نمایان و به عبارتی تابلو هستند که کار از کد گذشته و تبدیل به آیکون و نماد شده است. و گرنه از استاد با سابقه سینما با 40 سال فیلمسازی چنین سوتی هایی بعيد است. نه بهتره حتی تصورشم نکنیم. پس جرم ناگفتنی های زیادی داره که داره یه جوری به ما می رسونه حرفش رو حتی در قالب دهه 50. وگرنه چه طور مسعود کیمیایی الان یادش افتاد این داستان رو ببره تو اون دوران؟ پس بیایم کمی عمقی یه قضیه نگاه کنیم. آیا برخی دیالوگ های جرم برایمان آشنا نیست؟ آیا این روزها برخی دیالوگ های جرم رو نشنیدیم؟ آیا حرف مسعود کیمیایی حرف امروز نیست؟ من که بعید می دونم اگه داستان جرم در سال 89 می گذشت اصلاً مجوز ساخت می گرفت اما کیمیایی باهوش تر از این حرفاست.

اگه بخوایم از جشنواره و جوایز جرم هم بگیم 4 سیمرغ جرم کاملاً قابل دفاعه؛ خصوصاً حامد بهداد و موسیقی زیبای کارن همایونفر که به نظرم فوق العاده بود. ویژگی برتر تمام فیلم های خوب استاد موسیقی زیباش بوده است. اما با اینکه جرم برام از دوست داشتنی ترین فیلم های استاد هست هنوز هم می گم جرم بهترین جشنواره نبود حداقل من 4 فیلم دیگه رو برتر از جرم دیدم و سیمرغ بهترین فیلم برام قابل دفاع نیست.

در پایان باز تأکید می کنم حتی بهترین فیلم های استاد کیمیایی سلیقه ای بودند و هر کسی فیلم استاد رو نمی پسندد. فیلم های استاد دلی هستند. جرم هم فیلمی هست که کیمیایی باز ها دوسش دارند و دیگران شاید دوسش نداشته باشند چیزی که من شنیدم اما نمی تونند برخی قدرت های فیلم رو نادیده بگیرند چون جرم یک فیلم نسبتاً خوب از استاد کیمیایی هست. موسیقی زیبا، بازی های درخور توجه، دیالوگ های قوی و حرف های پنهان کیمیایی و قدرت کارگردانی از نکات خوب جرم هستند.

جرم، طرفداران خاص خودش رو داره و مخالفان خاص خودش رو داره چه بهتر که برای همشون احترام قائل باشیم چون فیلم های استاد سلیقه ای ترین فیلم های سینمای ما هستند. در کل با یه دیالوگ از خود فیلم این نوشته رو به پایان می برم. دیالوگی که باهاش به خود استاد اشاره می کنم: «راه بلد، راه خودشو می ره.»

منبع: سی نت | محسن آزاددل

آماده سازي سند: مدير سايت سينما قدس اردبيل | کاربر: مرتضی طالب پور

 

صفحه نخست | آرشیو سالیانه اکران فیلمها | يادداشتهاي سينمايي | تحليل فيلمهاي سينماي ايران | بيوگرافي هنرمندان | ويژه نامه سينمايي | گالري عكس | موسيقي فيلم | پيوندها | جستجو

وبسایت اردبیل سینما | ویدئوها | کانال تلگرام سینما | بازتاب اخبار سینما قدس در جراید | آخرين تحولات | نقشه سایت | درباره ما | تماس با ما

   Copyrights All Right Reserved © | كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق و مربوط به سينما قدس اردبيل مي باشد. کپی برداری از مطالب این سایت پیگرد قانونی خواهد داشت. 

  تمامی خدمات و فعالیت‌ های این وب سایت، تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است. این سایت، اولین وبسایت سینمایی استان اردبیل می باشد.

  طراحي، راه اندازي و پشتيباني: گروه توليد محتواي «دسته جدا» - abandApart.ir