پایگاه رسمی سینما قدس اردبیل

  سينما قدس اردبيل، اولين و با سابقه ترين سينمايِ مجهز به سايت اينترنتيِ شهرستانيِ كلِ کشور

سینما قدس اردبیل در اینستاگرام کانال سینماقدس اردبیل در آپارات

تلگرام سینما قدس اردبیل

گوگل پلاس سینما قدس اردبیل

صفحه فیس بوکِ سینما قدس اردبیل

 

 آرشيو  مقالات و نوشته هاي سينمايي   

سینما قدس اردبیل اولین سینمای شهرستانی کل کشورِ دارای سایت اینترنتی

وب سايت اطلاع رسانی سينما قدس اردبيل

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت

بيوگرافي هنرمندان برتر سينما به انتخاب سايت؛ (ده كارگردان برتر، ده بازيگر مرد برتر سينما، ده بازيگر برتر زن سينما)

بیوگرافی هنرمندان برتر سینما به انتخاب سایت

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

ویژه نامه سینمایی: بیوگرافی کوئنتین تارانتینو

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی «کازابلانکا»

ویژه نامه سینمایی پیرامون فیلم کازابلانکا

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی...

ویژه نامه سینمایی: پیرامون فیلم سینمایی درباره اِلی

برای دیدن ویژه نامه اینجا را کلیک کنید

طراحی و راه اندازی وب سایت اینترنتی در استان اردبیل

طراحی و ساخت وب سایت در اردبیل

موسیقی سایت را گوش کنید

موسيقي سايت را گوش كنيد

بازگشت به صفحه تحلیل فیلم ها

بازگشت به تحلیل فیلمها

درباره فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته»

   عنوان یادداشت:

درباره فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته»

كارگرداني با چشمان باز

هنوز يادم نرفته كه وقتي «پاييزان» رسول صدرعاملي در دهه 60 آمد، هيچ كس نپسنديد و خيلي از منتقدان آن موقع هم تحويل نگرفتند، اما من گفتم كه فيلم قابل تأمل و قرص و اثرگذاري است و كارگردان به خوبي توانسته موضوعي با تم ضد اجتماعي را در مايه‌ هاي دلهره‌انگيز مطرح سازد. از همان زمان مي‌شد به آينده اين فيلمساز اميدوار بود. و ديديم كه سال‌ هاي بعد با «دختري با كفش‌هاي كتاني» و سپس «من ترانه 15 سال دارم» نشان داد در همان زمينه سينماي ضد اجتماعي – بي ‌آنكه متوسل به موعظه و شعار شود- در قبال اعمال پر تظاهر ‌«هنرمندانه»، سليم و پاك و بي ‌ادا درست و سالم عمل كرده است.

آخرين فيلم رسول‌ صدرعاملي همچنان به موضوعي ساده و نزديك به واقعيت در محيطي سنتي تكيه دارد و برحسب آثار قبلي‌ اش، اين بار قصه را در پيچ و خم‌ هايي كه بي ‌شباهت به رما ن‌هاي گي‌دومو پاسان نيست، بازگو مي‌كند. («مرده ريگ» را به ياد داريد؟) با نامه ‌هايي كه بين خواهر و برادري شيفته و دلبسته به هم رد و بدل مي‌گردد ليكن متن نامه به وسيله خود برادر در ابتدا و انتهاي فيلم خوانده مي‌شود كه داستان را شروع و پايان مي‌دهد. پس حكايت يك جور شايد مرور خاطره‌ هايي اندوهناك از زندگي بسته يك خانواده از هم پاشيده باشد. در فضايي از يك محله قديمي و كهنه با آدم‌ هايي متعصب و ظاهراً اخلاقگرا كه مدام به كار هم و به زندگي هم سرك مي‌كشند و فضولي مي‌كنند، دختر شخصيت اصلي «پرستو» (با بازي بسيار شگرف ترانه عليدوستي) تحصيل خود را رها كرده و حالا دارد براي دختر يك وكيل دادگستري به روي پرونده‌هايي مربوط به اختلافات خانوادگي كار مي‌كند. همين ارتباط با ارباب رجوع - مردهاي جواني درگير مسايل زناشويي-  موجب مي‌گردد تا از ديدگاه اهالي محل انگشت‌ نما و بدنام شود.

همان‌ طور كه در ديگر آثار صدرعاملي ديده‌ايم، فيلمساز دختر قهرمان داستانش را به گونه ‌اي شكنجه ديده و در عذاب و سختي و شايد هم تحقير شده، نشان مي‌دهد. مانند پگاه آهنگراني دخترك فراري در «دختري با كفش ‌هاي كتاني» و ترانه عليدوستي دخترك بي‌ خانواده با نوزادش در «من ترانه 15 سال دارم» اينجا هم بعد از رفتار ضد انساني اهالي، پرستو» با نيت خريد داروي مادرش سوار برماشين مردي پليد مورد تعدي و اهانت قرار مي‌گيرد. (صحنه هتك حرمت «پرستو در ماشين به طرز فوق ‌العاده دردناكي تجسم مي‌يابد.) چنين است كه پرستوي مطيع و فروتن، هر بار با زجر و شكنجه‌ مي‌بايد اتهام‌ هاي مردان محله را بي ‌آنكه بتواند مقاومتي داشته باشد، تحمل كند و در حقيقت تحت انقياد قرار گرفته و مقهور شود. حتي تا آنجا كه حس كند تنها و بي ‌كس برجا مانده است.

اما ناگهان با سر رسيدن برادرش «علي» (با بازي سنجيده حامد بهداد) همه چيز شكل عوض مي‌كند. در مي‌يابيم كه هر دوي آنها تلاش داشته ‌اند از دايره درد اين زندگي بگريزند. علي به سواحل دريا پناه برده است و پرستو خانواده ‌اش را ناديده گرفته و مي‌بينيم شب ‌ها پنهاني به خانه پا مي‌نهد.

ورود علي و آگاهي از رابطه تلخ و ناگوار پدر متموّلش )با بازي فرهاد آئيش) و مادر بيمارش (با بازي پريوش نظريه) با پرستوي بدنام شده، او را متوجه تعصب كوركورانه و بي‌ منطق آدم ‌هاي دور و بر و اجتماع تاريك كوچكشان مي‌كند و در رويارويي با رفيق ديرينه‌ اش اميد (با بازي غيرمنتظره‌اي از پولاد كيميايي) حقايق تازه‌اي را پيش رويش مي‌گذارد. جمع سه نفره آنها براي دستيابي به واقعيت، دست به بازي در حوض خانه – كه در دوران بچگي انجام مي‌داده ‌اند - مي‌زنند. صدرعاملي از طريق اين بازي استعاره‌اي با آب كه در نهايت مي‌خواهد به طريقي به خودكشي پرستو اشاره شود، آن اتهام ناروا و دروغ را از وجود پرستو پاك مي سازد.

قصه در عين پرداختي به مشكل يك دختر در گوشه ‌اي از يك جامعه تاريك، به زن ‌هايي ديگر هم نقب مي‌زند. به دوست پرستو و صيغه آن مرد متأهل، در جستجوي يافتن بچه ‌اش كه به هنگام تولد مرده و در حياط زن همان مرد هوسران، چال شده است و يا دختري ديگر كه به وسيله مادر سختگيرش به نوعي محبوس گشته است. همه آنها در تار و پود يك زندگي بسته، گرفتار آمده‌اند.

«زندگي با چشمان بسته» از ديدگاه خاص صدرعاملي نمايشي از فضاي خوفناك و هول ‌انگيز محله ‌اي است كه مي‌تواند تا بي‌ نهايت امتداد پيدا كند. فيلمساز با قدرت بصري هوشمندانه‌ اي و به كمك شخصيت ‌ها و فضايي تيره و مبهم، رنج انسان‌ ها را القا مي‌سازد. فيلم در پايان به روي تصوير دو زن مظلوم تنها مانده در پشت شيشه غم و عزادار و سياهپوش، و قطع به تصويري از ميدانگاهي هميشگي محله مكث مي‌كند كه مي‌خواهد بگويد «زندگي با چشمان بسته همچنان ادامه دارد.»

منبع: روزنامه سينمايي باني فيلم | نويسنده: پرويز نوري

آماده سازي سند: مدير سايت سينما قدس اردبيل | کاربر: مرتضی طالب پور

 

صفحه نخست | آرشیو سالیانه اکران فیلمها | يادداشتهاي سينمايي | تحليل فيلمهاي سينماي ايران | بيوگرافي هنرمندان | ويژه نامه سينمايي | گالري عكس | موسيقي فيلم | پيوندها | جستجو

وبسایت اردبیل سینما | ویدئوها | کانال تلگرام سینما | بازتاب اخبار سینما قدس در جراید | آخرين تحولات | نقشه سایت | درباره ما | تماس با ما

   Copyrights All Right Reserved © | كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق و مربوط به سينما قدس اردبيل مي باشد. کپی برداری از مطالب این سایت پیگرد قانونی خواهد داشت. 

  تمامی خدمات و فعالیت‌ های این وب سایت، تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است. این سایت، اولین وبسایت سینمایی استان اردبیل می باشد.

  طراحي، راه اندازي و پشتيباني: گروه توليد محتواي «دسته جدا» - abandApart.ir